سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

42

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

وامام را علم غيب ضرور نيست كه در حسن ظنّ خطا نكند ، وهر كس را به حسب آنچه از أو صادر شدني است بداند . اما نزد شيعه پس فرقى است بس عظيم ، وآنْ آن است كه حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] قبل از ظهور خيانت وقبل از دادن عمل وخدمت مىدانست كه فلانى خائن است واز أو ظهور خيانت خواهد شد ; زيرا كه نزد شيعه أئمة [ ( عليهم السلام ) ] را علم ما كان وما يكون ضرور است ، ودر اين مسأله اجماع دارند . ومحمد بن يعقوب كلينى وديگر علماى ايشان به روايات متنوعه وطرق متعددة اين مسأله را ثابت كرده گذاشته‌اند ، پس حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] نزد ايشان ديده ودانسته خائنين ومفسدين را والى أمور مسلمين مىفرمود ، وآخر كار آن خائنان مالخورى كرده ، حقوق مسلمين گرفته ، گريخته ، مىرفتند ، وغير از پندنامه ووعظ ونصيحت تداركش نمىتوانست شد . عثمان بي چاره [ كور ] كورانه نادانسته ( 1 ) بنابر حسن ظنّ خود تفويض اعمال به عمّال مىكرد واز اينها خيانتها به ظهور مىرسيد ، وعثمان بر كرده خويش پشيمانى مىكشيد . حالا قصه عامل ديگر از عمّال حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] بايد شنيد كه با خاندان خود حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] - كه كعبه وقبله خلائق وجاى دين وايمان جميع طوائف است - چه كرد وچه انديشيد ، وآن عامل مردود زياد ولد الزنا است

--> 1 . در تحفه اشتباهاً : ( دانسته ) نوشته شده است .